تبلیغات
وبلاگ علمی صنعتی رضاکیانی - اصول چهارده گانه دکتر دمینگ

فـرشتگان ، بـالهاى خـود را براى جوینده دانش مى ‏گسترانند و برایش آمرزش می ‏طلبند

اصول چهارده گانه دکتر دمینگ

نویسنده :رضا کیانی
تاریخ:یکشنبه 22 دی 1392-09:18 ق.ظ

در سال 1950 دکتر ادوارد دمینگ یکی از شاگردان دکتر شوهارت- اولین کسی که کنترل کیفیت آماری (SQC) را در آزمایشگاه های بل به کار گرفت- چند دوره سمینار در مورد روشهای آماری برای مهندسان ژاپنی و در مورد مسئولیت کیفیت برای مدیران ارشد اجرائی سازمان های بزرگ ژاپنی ارائه داد.
ژاپنی های مستعد و باعلاقه با استفاده از این مفاهیم، استانداردهایی را برای کیفیت وضع کردند و در سال 1960 اولین دوایر کیفیت را به منظور بهبود کیفیت ایجاد کردند.

 

دکتر دمینگ با ارائه 14 اصل برای مدیریت بهبود کیفیت، بهره وری و موقعیت رقابتی باعث تغییر نگرش و تولید محصولات با کیفیت بالا و با استفاده از مشارکت کارکنان و ایجادفرهنگ بهبود مستمر، در نتیجه باعث انقلاب عظیمی در صنعت ژاپن شد.

1- ایجاد و انتشار اهداف و مقاصد برای سازمان:

مدیریت باید با تعیین و ایجاد اهداف بلند مدت، برای باقی ماندن در کسب و کار و تجارت برنامه ریزی کند و تعهد دائمی خود را به این اهداف نشان دهد. لازم است این اهداف سرمایه گذاران، مشتریان، تأمین کنندگان، کارکنان، جامعه و فلسفه کیفیت را در خود شامل گردند. این اهداف ثابت نیستند و پیوسته در حال تغییرند و لازم است از مشارکت همه افراد سازمان بوجود آیند.

2- به کارگیری فلسفه جدید:

مدیریت ارشد و هریک از کارکنان باید فلسفه جدید را فرا گیرند، بدین منظور سازمان ها باید در جستجوی بهبودهای بی پایان بوده و از پذیرفتن محصولات نا منطبق خودداری نمایند.
رضایت مشتری به عنوان هدف اول معرفی گردد و به جای تمرکز بر کشف عیب به پیشگیری از آنها اقدام نماید.

3- درک هدف بازرسی:

مدیریت باید درک کند که هدف از بازرسی، بهبود فرآیند و کاهش هزینه ها می باشد. در اکثر موارد بازرسی زیاد، هزینه بر و غیر ضروری است.

4- پایان دادن به پاداش های بازاریابی صرفا بر اساس قیمت:

سازمان ها باید به پاداش های بازاریابی که تنها براساس قیمت پایین می باشند پایان دهد، زیرا قیمت بدون در نظر گرفتن کیفیت هیچ معنایی ندارد.

5- بهبود مستمر و مداوم سیستم:

مدیریت باید برای بهبود مستمر و پایدار کیفیت و افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها، مسئولیت بیشتری را متقبل گردد و به کاوش، اصلاح و پیشگیری از مشکلات و مسائل بپردازد. برای حذف مشکلات و بهبود مستمر فرآیند، باید مسئولیت ها را به گروه ها واگذار کرد و از پیشنهادها و مشارکت کارکنان بهره جست.

6- نهادینه کردن آموزش:

لازم است هریک از کارکنان از طریق تخصیص منابع لازم جهت آموزش از سوی مدیریت، به فلسفه سازمان درباره تعهد به بهبودهای مستمر و بی پایان گرایش یابند و آموزشهای لازم را فرا گیرند.

7- تعلیم و برقراری رهبری:

بهبود نظارت، مسئولیت مدیر است. وی باید جهت اجرای فلسفه جدید، ناظران و سرپرستان را با ابزارهای آماری و اصول 14 گانه ی دمینگ آشنا سازد. در این وضعیت باید به جای فضای منفی کشف عیب، فضای مثبت و اطمینان بخش مشارکت ایجاد کرد، به گونه ای که هر شخص به مهارت خود افتخار کند. باید ارتباطاتی شفاف از مدیریت ارشد تا سرپرستان و کارکنان برقرار شود.

8- برطرف کردن ترس و ایجاد فضای اعتماد و نوآوری:

مدیریت باید ارتباطات کارا و آزاد و کارگروهی را تشویق نماید، برطرف کردن ترس از محیط کار مستلزم «مدیریت برای کسب موفقیت» می باشد.
اگر به کارکنان آموزش های مناسب داده شود و متناسب با شأن و مقام آنها برخورد شود، آنها برای بهبود کار پیشنهادها و ایده های خوبی ارائه می دهند.

9- بهینه سازی فعالیت های گروه هاو محیط های ستادی:

مدیریت باید به منظور رسیدن به اهداف و مقاصد سازمان، فعالیت های گروه های کاری و محیط های ستادی را بهینه نماید.
در داخل سازمان بین سطوح مختلف، کارکنان، واحدها و در خارج سازمان بین سازمان، مشتریان و تأمین کنندگان سدهایی به دلایل مختلف از جمله ترس، حسادت، ضعف در ارتباطات و آگاهی وجود دارد که باید این موانع با دید بلند مدت و استراتژیک از میان برداشته شود.
10- حذف شعارها، نصایح و اهداف توخالی:

نصایحی که بدون ارائه روشهای بهبود مشخص و به منظور افزایش کیفیت بیان می شوند، نه تنها باعث پیشرفت کار نمی شوند بلکه سازمان را در موقعیت نامناسبی قرار می دهد و فقط آرزوهای مدیر را بیان می کند. باید اهداف طوری تعیین گردند که قابل دست یابی بوده و در راستای موفقیت های دراز مدت سازمان باشند.

11- حذف سهمیه های کمی برای نیروی کار و حذف مدیریت بر مبنای هدف:

مدیریت به جای تعیین سهمیه و میزان تولید، روشهایی را برای بهبود یاد گرفته و آنها را به کار گیرد. لازم است سهمیه کاری به جای تمرکز بر کمیت، برروی کیفیت متمرکز شود. هم چنین مدیر به جای مدیریت برمبنای هدف، قابلیت فرآیند و روشهای بهبود آن را یاد بگیرد.

12- حذف سدهایی که مانع از افتخار کارکنان به مهارتشان می شود:

تقویت افتخار به کار و مهارت، به تعهدی بلند مدت در مدیریت نیاز دارد. اگر کارکنان به کار خود افتخار نموده و در مقابل دیگران احساس سرافرازی کنند، تا آخرین حد در کارشان پیشرفت خواهند کرد. بدین منظور باید شرح دقیقی از وظایفشان ارائه کرد و ابزار و مواد اولیه مناسبی برای آنها فراهم کرد.

13- تشویق و گسترش آموزش:

سازمانها به کارکنانی نیازمندند که همزمان با آموزش پیشرفت نمایند، در نتیجه مدیریت باید
در مورد آموزش مستمر کارکنانش احساس تعهد نماید. اصول 14 گانه دمینگ و مأموریت سازمان باید مبنای آموزشی سازمان قرار گیرند؛و هریک از کارکنان باید به منظور پذیرفتن تغییرات مورد نیاز سازمان، آموزش مجدد ببینند.

14- اقدام در جهت ایجاد شرایط بر انجام دگرگونی و تحول:

مدیریت سازمان باید برای پیاده سازی فلسفه جدید، ساختاری یکپارچه ایجاد نماید و بیشترین مسئولیت را متقبل گردد.
در این وضعیت سازمان باید فرهنگ خود یعنی انجام کار مثل همیشه را تغییر دهد و فرهنگ بهبود مستمر را جایگزین نماید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
frailpsychopath59.wordpress.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:30 ق.ظ
This web site definitely has all the info I needed concerning this
subject and didn't know who to ask.
What makes you grow taller during puberty?
شنبه 7 مرداد 1396 10:56 ب.ظ
Hey very interesting blog!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:48 ق.ظ
Greetings! I've been reading your weblog for
a long time now and finally got the bravery to go ahead and give you a
shout out from Houston Texas! Just wanted to tell you keep up the good work!
afsaneh nobakht
یکشنبه 15 تیر 1393 11:47 ق.ظ
من همه متن شما را خواندم مثل همیشه عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر